پنجشنبه، 3 اسفند 1396 - 01:23
پنجشنبه، 3 اسفند 1396 - 01:23
پردیس ملت میزبان اهالی رسانه در جشنواره فجر     "لاتاری" به سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر می‌رود     از شفیره روشنفکری ایرانی هیچ پروانه‌ای رستگار نخواهد شد     حضور حوزه هنری با ۴ اثر در جشنواره فیلم‌های ایرانی لندن     حضور ۳ کارگردان ایرانی و نمایش فیلم‌های‌شان در جشنواره «دنیای آسیا»     «لاتاری» مهدویان پروانه ساخت گرفت     ۱۳۳ مستند متقاضی شرکت در «جایزه شهید آوینی» سینما حقیقت شدند     فیلم‌های خارجی مشکلی برای اکران در کشورمان را ندارند     فیلم های سینمایی آخرین هفته     مرگ‌کاوی یا مرگ‌آگاهی؛ تقلیدی کورکورانه از سینمای کپسولی     احتمال نمایش فیلم‌های جشنواره فیلم فجر در دو مکان     هنرمند ایسلندی هم از مزاحمت جنسی کارگردان گفت     آغاز اکران دو فیلم سینمایی از چهارشنبه در سینما‌های کشور     نگاهی به فیلم «زرد»؛     فرانسیس فورد کاپولا و بروس ویلیس به تلویزیون می‌آیند + پوستر و معرفی فیلم‌ها     علاقه‌مند به اکران فیلم خارجی‌ هستیم     اسکورسیزی مذهب را به مثابه غرق شدن در هیچ می‌داند     موزه هنرهای معاصر تهران و مینیمالیسم در سینما     اعضای شورای سیاستگذاری سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر تعیین شد     اعلام اسامی آثار مستند راه‌یافته به بخش ملی/ پردیس ملت کاخ جشنواره شد     
- اندازه متن: + -  کد خبر: 336صفحه نخست » نقد فیلمجمعه، 11 اردیبهشت 1394 - 13:09
نگاهی به فیلم من دیگو مارادونا هستم
فیلم سیاسی بی ضرر
شادی رستمی - من دیگو مارادونا هستم یک فیلم بدون ژانر است که خود را به در و دیوار می زند بلکه چیزی بگوید و از دغدغه های خانوادگی و اجتماعی به مسایل ملی و سیاسی برسد اما ضعف در ساختن و پرداختن درونمایه ی اثر آن را از رمق انداخته است...
  

فیلم پرس ـ پایگاه خبری فیلم ایران:

من دیگو مارادونا هستم شاید به نسبت تجارب قبلی بهرام توکلی،کارگردانش و حتی سایر آثار سینمایی سال های اخیر اثری نو و متفاوت باشد،هم در فرم هم محتوا اما این دلیل نمی شود که بی جهت دهان به تعریف و تمجید بگشاییم  و این فیلم آشفته را اثری خاص و شگرف معرفی کنیم.
توکلی این فیلم را با بازی گلاب آدینه، سعید آقاخانی، ویشکا آسایش، هومن سیدی، پانته آ پناهی ها، مهسا علافر، علی استادی، سارا بهرامی، سهی بانو ذوالقدر، میثاق زارع، محمد کارت، سجاد تابش، جمشید هاشم پور، بابک حمیدیان و صابر ابرساخته و جواد نوروز بیگی تهیه کنندگی آن را بر عهده داشته است.خلاصه ی فیلم را چنین ذکر کرده اند که البته چندان گویای متن فیلم نیست ولی مانیفست آن است:
تو می دونی من از چیه مارادونا خوشم میاد؟ از اینکه تو زندگیش هیچوقت واقعیت و رویا براش مرز نداشت، وقتی بازی می کرد با همه وجودش بازی می کرد، پرواز می کرد، بازی نمی کرد، وقتی معتاد شد یه کوه کوکائین می ریخت جلوش د بکش همه چیز و تا تهش می رفت، خودشو لوس نمی کرد… همه اش برای این بود که واقعیت و رویا براش مرز نداشت، اگه هم داشت اون نمی تونست مرزشونو تشخیص بده…
بهرام توکلی بیننده را ناامید می کند.بیننده ای که به انتظار دیدن اثری خوش سر و شکل و جاندار به سینما می آید و در نهایت ملغمه ای از جیغ و داد و ادا تحویل می گیرد.او  در تجربه ی  جدید خود از فضاها و طراحی های آثار قبلی اش فاصله گرفته تا به مسیر تازه ای قدم بگذارد و توانایی خود را در حیطه ی کمدی هم بسنجد اما حاصل کار نشان می دهد ذوق و قریحه ی کافی برای اینکار ندارد.همه چیز فیلم شلوغ،آشفته و درهم ریخته است. تعدد کاراکترها که مخاطب در برقراری ارتباط با آنها ناتوان می ماند و حتی بده بستان درستی بین آنها نیز شکل نمی گیرد،طراحی  صحنه ی فوق اوانگارد و موسیقی تند،دیالوگ های مضطرب و مسلسل وار و میزانسن های پیچیده ای که بیننده را حیران می کنند و تمرکز او را در همراهی از میان می برند .چرا که همه ی اینها در خدمت داستان نیستند و دیالوگ ها مشتی شعار های سطحی اند که سعی دارند به بیانیه های سیاسی پهلو بزنند و به هجو و هزل آنها بپردازند.اینکه خانواده ای آشفته را با سوژه ای به غایت مبتذل به صورت تمثیلی، نمادی از جامعه و سردمداران آن بدانیم،خب...با عرض معذرت دم دستی ترین فیلمنامه ای است که می شد برای اثر سینمایی به کار گرفت.
  من دیگو مارادونا هستم   یک فیلم بدون ژانر است  که خود  را به در  و دیوار می زند بلکه چیزی بگوید  و از دغدغه های خانوادگی و اجتماعی به مسایل ملی  و سیاسی برسد اما ضعف در ساختن و پرداختن  درونمایه ی اثر آن را از رمق انداخته است.
 کاش توکلی به جای فضای حجیم و پر دیالوگ  فیلم  و درهم برهم کردن پلان ها ،به هر کس نوبتی برای روایت درست اثر می داد و این چند پارگی را سر وشکل عامدانه نمی داد.من دیگو مارادونا هستم می توانست مانند پرسه در مه،پا برهنه در بهشت و اینجا بدون من چفت و بست داشته باشد.همه چیزها با هم  به طرز هنرمندانه ای همخوانی داشته باشند و دیالوگ های پینگ پنگی  ، مونولوگ های کسالت بار و نریشن های لوس و تخت کاراکترهای  این فیلم  جای خود را به  روابط سرزنده  و دینامیک  بدهند.
بازی ها البته آن اندازه بد نیستند و بازیگران تا جایی که می شود به کاراکترها چسبیده اند اما مساله ی اصلی عدم همذات پنداری مخاطب با آنهاست.نمی گویم ما به ازای آنها را در جامعه نداریم،بلکه دغدغه شان  که با جدیت و حرارت به دفاع از آن بر می خیزند حرف جامعه نیست و گرچه در لایه های زیرینش وامدار تفکری سیاسی است اما همان نیز بر دل نمی نشیند.گلاب آدینه است و اکت های انفجاری اش،صابر ابر و بابک حمیدیان در نقش های کوتاه اما متفاوت ظاهر شده اند که به خوبی تواناییهایشان را نشان داده و سعید اقاخانی با گریمی که تاکنون ندیده ایم،به طرز عجیبی ارتباط برقرار کرده و بدکی نیست. هومن سیدی  علیرغم کسب سیمرغ مکمل برای این نقش به حق هیچ کار متفاوتی ارایه نداده  و تمام طول کار انگار گنگ و بیحال است.
توکلی با هر فیلمی که ساخته نوید یک کارگردان مستعد و خوش فکر را به سینمای ایران داده است،به شخصه همه ی کارهایش را دوست داشته ام ،او کارگردانی است که اهل اقتباس است،ادای روشنفکری در نمی آورد، ،حتی در آسمان زرد کم عمق علیرغم ضعف داستان خوش سلیقگی به خرج داده بود  و فیلم کلی لانگ شات جذاب  و قاب بندی های کارت پستالی و زیبا داشت،موسیقی گوشنوازی که روی کار به خوبی جا گرفته بود(موسیقی  فیلم اخیر  نیز جذاب است) و بازی های متوسط رو به بالا اما من دیگو مارادونا هستم  بعد دیگری از خواسته ها و علایق او را رو کرد و نشان داد دوست دارد در هر ژانری توانایی اش را محک بزند.البته کاش دیگر در این ژانر محک نزند.
 ویژگی اصلی این اثر توکلی همان عبور از فضاهای فلسفی محدود به چند کاراکتر است که فراخوانی برای جذب مخاطب بیشتر است، هر چند توکلی ثابت کرده در آثار پیشین خود زبان نمادین بصری را بهتر به اجرا می گذارد و به نوعی باید او را متعلق به همان جنس از سینما دانست. «من دیگو مارادونا هستم» دغدغه انسان و ارتباط او را در جامعه امروز و یا در سطحی وسیع تر به چالش می کشد. به سرمایه‌داری و هنر و فرهنگ توده در طبقات اجتماعی وارد می شود و آنها را براساس یک مشکل در حد سنگ ریزه ای در تقابل با هم قرار می دهد.
 انسان هایی که مدام در تقابل با افکار و عملکرد یکدیگر هستند و در فرایند شکل دهی به نظام طبقاتی و اجتماعی خود با تردیدها و اتهاماتی مواجه می شوند و به یک گفتگوی مشترک سازنده نمی رسند.کاراکترهایی که هر یک قشری رانمایندگی می کند و به نقد خرده فرهنگ های طبقاتی در جامعه می پردازند. به هر حال توکلی آشکارا فضای کارش را تغییر داده و اینبار فاصله های خود را با مخاطب بدنه سینما نزدیک کرده و نگاهی جدی تر به مواجهه خود با توده دارد و به همین دلیل زبان خود را ساده تر کرده و نگاه نمادشناسانه اش را در بافت دیالوگ ها و گفتگوهای شخصیت های دو طبقه مورد نظرش جای داده است و باید این اثر را فارغ از فیلم‌های قبلی او و بصورت مستقل نظاره کرد
 

   
  

به اشتراک بگذارید:   Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 آخرین مطالب
  پردیس ملت میزبان اهالی رسانه در جشنواره فجر
  "لاتاری" به سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر می‌رود
  از شفیره روشنفکری ایرانی هیچ پروانه‌ای رستگار نخواهد شد
  حضور حوزه هنری با ۴ اثر در جشنواره فیلم‌های ایرانی لندن
  حضور ۳ کارگردان ایرانی و نمایش فیلم‌های‌شان در جشنواره «دنیای آسیا»
  «لاتاری» مهدویان پروانه ساخت گرفت
  ۱۳۳ مستند متقاضی شرکت در «جایزه شهید آوینی» سینما حقیقت شدند
  فیلم‌های خارجی مشکلی برای اکران در کشورمان را ندارند
  فیلم های سینمایی آخرین هفته
  مرگ‌کاوی یا مرگ‌آگاهی؛ تقلیدی کورکورانه از سینمای کپسولی
  احتمال نمایش فیلم‌های جشنواره فیلم فجر در دو مکان
  هنرمند ایسلندی هم از مزاحمت جنسی کارگردان گفت
  آغاز اکران دو فیلم سینمایی از چهارشنبه در سینما‌های کشور
  نگاهی به فیلم «زرد»؛
  فرانسیس فورد کاپولا و بروس ویلیس به تلویزیون می‌آیند + پوستر و معرفی فیلم‌ها
  علاقه‌مند به اکران فیلم خارجی‌ هستیم
  اسکورسیزی مذهب را به مثابه غرق شدن در هیچ می‌داند
  موزه هنرهای معاصر تهران و مینیمالیسم در سینما
  اعضای شورای سیاستگذاری سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر تعیین شد
  اعلام اسامی آثار مستند راه‌یافته به بخش ملی/ پردیس ملت کاخ جشنواره شد
  موزه سینما در ایام شهادت امام حسین (ع) تعطیل است
  چشمان برخی فیلمسازان به دستان جشنواره‌ها نباشد
  ۲۰۱۷ بدترین سال سینمای بریتانیای از لحاظ تناسب جنسیتی
  دی کاپریو بازهم علیه ترامپ موضع گیری کرد
  آلوده به جریان‌های سیاسی نشوید
  اکران اختصاصی «رگ خواب» ویژه مهاجران افغانستانی+جزئیات
  «نفس» به جشنواره فیلم توبینگن آلمان می رود
  حوزه هنری یا شهرداری، مسئله این نیست
  روز‌های پایانی«به وقت شام»
  روز‌های پایانی«به وقت شام»
  سینما از مجلس کمک خواست!/ نباید جشنواره‌ها آفت سینمای ایران شوند
  سازمان سینمایی؛ بهارستان مدیران بازنشسته
  «سارا و آیدا» چگونه بر سر تماشاگر کلاه می‌گذارند!
  فیلم‌های سینمایی اولین هفته شهریور ماه در تلویزیون + پوستر فیلم‌ها
  انفعال‌های خودخواسته
  تأکید جشنواره سلامت بر سلامت روحی، جسمی و زندگی بدن خشونت/ حمایت از ۱۰ فیلم سینمایی تا سقف ۲۰۰ میلیون تومان
  «یتیم خانه ایران» وارد شبکه نمایش خانگی شد
  قرن شوم هالیوود از شرم چاقی: از گرتا گاربو تا کلویی گریس مورتز
  ادامه فیلمبرداری «هایلایت» در شمال کشور
  ادامه فیلمبرداری «هایلایت» در شمال کشور
آرشیو آخرین مطالب
 
 پربیننده‌ترین مطالب
آرشیو پربیننده‌ترین مطالب
خانه | درباره ما | تماس با ما | آرشیو | پیوندها
صفحه اول | سینمای ایران | سینمای ایران | سینمای جهان | سینمای مستند و تجربی | تولید و اکران | تلویزیون | نمایش خانگی | اخبار صنفی | جشنواره‌ها | هنرمندان | اخبار عمومی
::  پیش‌خوان ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نقشه سایت ::  نسخه تلکس
© فیلم پرس 1391
info@filmpress.ir
پشتیبانی توسط: خبرافزار